حاج ملا هادي السبزواري
235
شرح مثنوى
( ( 4053 ) ) گر چه تقليد است استون جهان * هست رسوا هر مقلَّد ز امتحان ن 1030 14 - ك 347 21 استون جهان : چون جهان گيتى ظلمت است و سراب است ، ستوناش مناسب آن است در وهن . اين است كه عمارت اين عالم بسته به تقليد است ، به عكس جهان مينوى كه عمارتش به يقين و تحقيق است . ( ( 4058 ) ) همچو يوسف كه درون قعر چاه * كشف شد پايان كارش از إله ن 1031 4 - ك 347 29 همچو يوسف : و همچنين يوسف روح مكرم كه خود شناس و آغاز و انجام شناس شود در قعر چاه طبيعت . ( ( 4059 ) ) هر كه را فتح و ظفر پيغام داد * پيش او يك شد مراد و نامراد ن 1031 5 - ك 347 30 يك شد مراد و نامراد : طلب مرادى غير حق تعالى و گريز از نامرادى چنينى حاجت است و سيه رويى . بايد غنى شد ( ( 4061 ) ) چون يقين گشتش كه خواهد كرد مات * فوت اسب و پيل هستش ترّهات ن 1031 7 - ك 347 31 ترّهات : غم اين فوت امرى است بىهوده . و مات و اسب و پيل ، از ملايمات شطرنج است . ( ( 4062 ) ) گر برد اسبش هر آن كه اسب جوست * اسب رو گو ، نه كه پيش آهنگ اوست ؟ ن 1031 8 - ك 347 31 پيش آهنگ اوست : يعنى مقدمه و مقصود تَطفُّلى است ، نه اصالى . ( ( 4064 ) ) بهر صورتها مكش چندين زحير * بىصداع صورتى معنى بگير ن 1031 10 - ك 347 32 معنى بگير : خذ الغايات و دع المبادى ( ( 4066 ) ) عارفان ز آغاز گشته هوشمند * از غم و احوال آخر فارغند ن 1031 12 - ك 347 33 عارفان ز آغاز : يعنى عارف كه از خوف و بيم فارغ است به مضمون * ( « أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ الله لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ » 10 : 62 ( 1 ) ، به سبب آن است كه آغاز شناسد و شناسد كه انجام بر طبق آغاز
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء يونس ، آيهء 62 . .